قلمکاری

دکان هنری "زا"
خانه
دسته‌بندی‌ها
جستجو
سبد خرید
ورود

قلمکاری

شنبه، ۲ خرداد ۱۴۰۵

قلمکاری؛ بازخوانی یک فناوری سنتی چاپ پارچه در بستر تاریخ و تحولات معاصر

قلمکاری ایران را نمی‌توان صرفاً در زمره صنایع دستی یا هنرهای تزئینی طبقه‌بندی کرد. این هنر در حقیقت نوعی فناوری سنتی چاپ پارچه است که در طول چندین سده، دانش طراحی، قالب‌تراشی، رنگرزی، شیمی مواد و مهارت‌های تولیدی را در قالب یک نظام منسجم گرد هم آورده است. اهمیت قلمکاری از آن روست که در مرز میان هنر و صنعت قرار می‌گیرد؛ به گونه‌ای که هم حامل ارزش‌های زیبایی‌شناختی و هویتی است و هم از منظر تاریخ فناوری و تولید منسوجات، جایگاهی ویژه در فرهنگ مادی ایران دارد.
در میان شاخه‌های مختلف هنرهای نساجی ایران، قلمکاری یکی از معدود نمونه‌هایی است که توانسته علی‌رغم ورود فناوری‌های چاپ صنعتی و تحولات گسترده صنعت نساجی، ساختار سنتی خود را حفظ کرده و هم‌زمان با نیازهای بازار معاصر تطبیق یابد.

خاستگاه تاریخی و شکل‌گیری مراکز تولید

پیشینه نقش‌آفرینی بر روی پارچه در ایران به دوره‌های پیش از اسلام بازمی‌گردد، اما شکل سازمان‌یافته و شناخته‌شده قلمکاری در دوره صفویه به اوج رسید. انتقال پایتخت به اصفهان و گسترش صنایع وابسته به دربار، زمینه توسعه کارگاه‌های تخصصی چاپ پارچه را فراهم کرد. در این دوره، پارچه‌های قلمکار نه‌تنها برای مصرف داخلی، بلکه به عنوان کالایی ارزشمند در مبادلات تجاری با سرزمین‌های عثمانی، قفقاز، هند و بخش‌هایی از اروپا عرضه می‌شدند.
اسناد تاریخی نشان می‌دهند که در سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی، پارچه‌های چاپی ایرانی به دلیل کیفیت طراحی، ثبات رنگ و ظرافت اجرا از شهرت قابل توجهی برخوردار بودند. در این میان، اصفهان به تدریج به مهم‌ترین مرکز تولید قلمکار تبدیل شد و این جایگاه را تا امروز حفظ کرده است.
در دوره قاجار و با ورود منسوجات چاپ ماشینی اروپا، تولید سنتی قلمکار با کاهش تقاضا مواجه شد. با این حال، ویژگی‌های هنری و هویت فرهنگی این محصول موجب شد که قلمکاری به جای حذف کامل از چرخه تولید، به تدریج در قالب یک هنر سنتی بازتعریف شود.

قلمکاری به مثابه فناوری چاپ دستی

از منظر فنی، قلمکاری را می‌توان یکی از کهن‌ترین شیوه‌های چاپ قالبی (Block Printing) در جهان دانست. در این روش، نقش مورد نظر به صورت برجسته روی قالب‌های چوبی حک می‌شود و سپس با انتقال رنگ از سطح قالب به پارچه، تصویر شکل می‌گیرد.
برخلاف تصور عمومی، واژه «قلمکاری» در شکل امروزی خود الزاماً به معنای نقاشی مستقیم با قلم نیست. در گذشته بخشی از نقوش به وسیله قلم اجرا می‌شد، اما از دوره صفوی به بعد استفاده از قالب‌های چوبی به روش غالب تولید تبدیل شد و بخش عمده محصولات قلمکار با تکنیک چاپ قالبی تولید شدند.
قلم کاری یکی از هنرهای با اصالت و کهن ایرانی است که جزو صنایع دستی پرطرفدار این مرز و بوم به شمار می رود. این هنر اصیل قدمتی چند ساله در ایران عزیزمان دارد. هنر قلم کاری به حدی شاخص و زیبا است که نمی توان به سادگی از کنار آن رد شد. در مقابل این هنر اصیل و قدیمی باید ساعت ها ایستاد و به نقش و نگار های حاصل از این هنر قلم کاری چشم دوخت و با چشم سر خلقت این زیبایی را نظاره گر بود.هنر قلم کاری، به معنای هنر چاپ کردن یا نقش زدن بر روی اجسام مختلف، چون مس و فلز و یا پارچه می باشد. لازم به ذکر است، این هنر به چیت سازی هم معروف بوده و یکی از هنرهای مهم ایرانی به شمار می رود.
قلم کاری که به آن چیت سازی هم می ‌گویند هنر چاپ کردن یا نقش زدن بر روی پارچه می باشد. با جرات می توان گفت، یکی از هنرهای سنتی و دستی ارزشمندی که امروزه در ایران وجود دارد، هنر زیبای قلم کاری است. برای خلق این هنر اصیل، از پارچه های ساده استفاده می شود. به همین خاطر با به کارگیری قلم بر روی پارچه، طرح ها و نقش و نگارهایی چشم نواز و اصیل به وجود خواهند آمد. پارچه قلمکار، نمای چشم نوازی را برای بیننده به نمایش می گذارد.
زیبایی این صنایع سنتی به قدری زیاد است که هر چشمی را به خود خیره می کند. یکی از شگفتی های مهم هنر قلم کاری و سفره قلمکار این است که این همه زیبایی به وسیله دست یک انسان طراحی شده است. به همین علت قلمکاری بر روی پارچه یکی از صنایع دستی مهم در سطح ملی و بین المللی قرار گرفته است.
قلمکارسازی از پیشه‌های کهن و قدیمی ایران است که قرنها در اوج شهرت بوده است.
این هنر به همراه نقاشی روی پارچه از دوره مغولها در ایران مرسوم شد و به همین دلیل است که در دوره فوق به علت حمایت و پشتیبانی خوانین مغولی پارچه‌های منقوش و چینی در بازارهای ایران فروش فوق‌العاده‌ای پیدا کرده بود.
ایرانیان نیز برای رقابت با چینی‌ها دست به ابتکاراتی زدند که از آن جمله ابداع نقاشی به روی پارچه یا به اصطلاح پارچه‌های قلمکار است.
در دوره صفویه این هنر گسترش یافت. در حقیقت می‌توان گفت دوره پررونق این صنعت از زمان صفویه شروع و به اواسط عصر قاجاریه ختم گردید.
در زمان صفویه بیشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه‌های قلمکار تهیه می گردید و این پارچه‌ها در آن زمان شهرت فراوان داشت.
یک نوع قلمکار با طرح و نقش خاص خود به نام دلگه جهت لباس مردانه و زنانه تهیه می‌شد.
از دیگر انواع قدیمی قلمکار می‌توان خمرها ی زریا اکلیلی، جیگرنات قرمز و جیگرنات بنفش را نام برد.
تلاش پیگیر صنعتگران قلمکارساز و استقبالی که از آن می‌شد موجب ازدیاد تقاضا برای این‌گونه پارچه‌های نقش دار شد و چون عرضه محدود بود، صنعتگران را به چاره اندیشی و پیدا کردن راه حل جهت عرضه بیشتر با همان کیفیت هنری واداشت.
در این مورد تنها راه چاره را ایجاد نقوش مورد نظر بر روی قالب و انتقال قالب‌های مذکور روی پارچه دانستند.
هنرمندان در آغاز تنها از یک یا چند قالب استفاده می‌کردند و بقیه را با دست می‌کشیدند ولی پس از چندی با طراحی روی کاغذ و انتقال این طرحها بر روی قالب و حکاکی و قالب تراشی، استادکاران فن توانستند به طور کلی محصولات قلمکار را به وسیله قالب زنی تولید کنند
چاپ قلم‌کار یکى از چاپ‌هاى سنتى ایران است و امروز در اصفهان رونق خاصى دارد. در این صنعت قدیمى ایرانی، نقش به‌وسیلهٔ مهر چوبى بر روى پارچه منتقل مى‌شود. کلیشه یا مهرى که نقش روى آن زده مى‌شود را قالب گویند. جنس این قالب‌ها معمولاً از چوب گلابى است که مقاوم و سخت است و تغییر فرم نمى‌دهد.

طرح قلمکاری:

نقش‌های مورد استفاده در پارچه قلمکاری عبارتند از: داستان‌های قدیمی ادبیات فارسی، موضوعات و وقایع تاریخی، مینیاتور، مناظر تاریخی، شکارگاه‌ها، کتیبه، ورزشگاه‌ها و زورخانه‌ها، تصاویر عشاق ایرانی، گل و بوته اسلیمی، رامشگران و نوازندگان، جانوران وحشی و اهلی و… می‌باشد.

فرآیند تولید قلمکار

۱. آماده‌سازی پارچه

تولید قلمکار با انتخاب پارچه آغاز می‌شود. امروزه عمدتاً از پارچه‌های پنبه‌ای با تراکم مناسب استفاده می‌شود، زیرا الیاف پنبه قدرت جذب بالایی برای رنگ دارند و امکان چاپ دقیق‌تر نقوش را فراهم می‌کنند.
پارچه خام پیش از چاپ تحت عملیات شست‌وشو و سفیدگری قرار می‌گیرد تا مواد زائد، نشاسته‌ها و آلودگی‌های باقی‌مانده از فرآیند بافندگی حذف شوند. این مرحله نقش تعیین‌کننده‌ای در یکنواختی جذب رنگ دارد.

۲. طراحی نقش

طرح‌های قلمکار بازتابی از نظام بصری هنر ایرانی هستند. مهم‌ترین نقوش شامل موارد زیر است:
• اسلیمی و ختایی
• بته‌جقه
• گل‌های شاه‌عباسی
• نقوش شکارگاهی
• داستان‌های حماسی و اسطوره‌ای
• مضامین مذهبی و آیینی
• ترکیبات هندسی و تکرارشونده
در گذشته طراحی‌ها غالباً بر اساس الگوهای سنتی و موروثی انجام می‌شد، اما در دهه‌های اخیر استفاده از طراحی دیجیتال و بازآفرینی نقوش تاریخی نیز رواج یافته است.

۳. ساخت قالب‌های چوبی

قالب مهم‌ترین ابزار تولید قلمکار است. این قالب‌ها معمولاً از چوب گلابی، زالزالک یا شمشاد ساخته می‌شوند؛ چوب‌هایی که دارای بافت متراکم و مقاومت بالا در برابر رطوبت و ضربه هستند.
نقش مورد نظر به صورت معکوس روی سطح چوب منتقل شده و سپس توسط استاد قالب‌تراش حکاکی می‌شود. برای هر رنگ موجود در طرح، قالبی مستقل ساخته می‌شود. بنابراین یک طرح چندرنگ ممکن است به چندین قالب مجزا نیاز داشته باشد.
ارزش هنری بسیاری از کارگاه‌های قلمکار نه تنها در کیفیت چاپ، بلکه در مهارت قالب‌تراشان آن‌ها نهفته است؛ زیرا دقت قالب مستقیماً بر کیفیت نهایی اثر تأثیر می‌گذارد.

۴. چاپ قالبی

در این مرحله قالب به رنگ آغشته شده و با ضربه‌ای یکنواخت روی پارچه فشرده می‌شود. چاپگر باید محل قرارگیری هر قالب را با دقت تنظیم کند تا رنگ‌ها و اجزای مختلف طرح به درستی بر یکدیگر منطبق شوند.
در آثار بزرگ، این عملیات ممکن است صدها یا هزاران بار تکرار شود. به همین دلیل، قلمکاری را می‌توان تلفیقی از مهارت دستی، دقت هندسی و تجربه عملی دانست.
تحول رنگ‌ها؛ از منابع طبیعی تا رنگینه‌های
شهر اصفهان که در زمان صفویه مرکز و پایتخت ایران بود، یکی از مراکز عمده تجمع هنرآفرینان و صنعتگران گردید و هنرمندان از گوشه و کنار ایران به این شهر روی آوردند وسعی در تولید و عرضه محصولات مختلف از جمله قلمکار با عالی‌ترین کیفیت هنری نمودند.
در حال حاضر شهر اصفهان مرکز تولید قلمکار ایران است و در شهرهای دامغان و سمنان هم نوعی قلمکار خاص منطقه تهیه می‌گردد.
محصولاتی که امروزه از پارچه قلمکار تهیه می‌شود عبارتند از: لباس، سجاده، سفره، رولحافی، پرده، مجمعه پوش، بقچه، سوزنی، حمام،قطیفه، کتیبه، کلاه، قبا، شلیته، روکش‌صندلی، رومیزی، روتختی، دستمال، زیر لباسی، سربخاری ، کیف ، دامن، کفش زنانه و برای مصارف دکوراسیون

قالب‌ها و قالب تراشان

قالب تراشی یکی از هنرهای ظریف و بسیار مهم و قدیمی اصفهان است که از استادان این فن فعلا به جز عده معدودی باقی نمانده اند.
استاد کاران قدیمی بهترین چوب را برای تراش قالب چوب‌های گلابی و زالزالک تشخیص داده‌اند که معمولا چوب زالزالک را برای قالب‌های ریز استفاده می‌کردند که ازن روش تا اکنون نیز هم چنان ادامه دارد.
هر چه نقش‌ها در یک قالب درشت‌تر باشند کار تراش آسانتر و هر چه نقوش ریزتر باشند به همان نسبت کار تراش مشکلتر می‌شود.
برای اینکه یک قالب کامل شود از ابتدا یعنی جور کردن چوب تا زمانی که قالب آماده نقش‌زنی می‌شود چندین مرحله طی می‌شود که به طور مختصر عبارتست از :
- جور کردن چوب قالب – پیه دادن که به سه دلیل صورت می‌گیرد. دوام چوب را زیادتر می‌کند، چوب را برای‌تراش نرم می‌کند و مانع نفوذ و ایجاد تغییرات و شکستگی در آن می‌شود – لیسه یا پولیش کردن چوب – طرح ریزی که در آن پوسته سائیده شده انار یا ما زوج را با لعاب کتیرا مخلوط کرده مایع‌حاصله را روی سطح صاف چوب مالند. این عمل برای آن صورت می‌گیرد که طرح آماده شده از رو ی کاغذ بر روی چوب منتقل شود.
- مرحله آخر پیه دادن قالب قلمگیری است که برای‌استحکام و غیر قابل نفوذ کردن قالب صورت می‌گیرد.

چگونگی تولید

مواد مصرفی قلمکار سازان بسیار متنوع است ولی آنچه که قابل توجه است عبارتست از: پارچه‌های متقال، کدری و چلوار، کتیرا، پوست انار، رنگ گیاهی زاج سفید، نیل، روغن‌گلیسیرین و آلیزارین.
مراحل تولید قلمکار به اختصار عبارتست از: آبخور کردن پارچه، دندانه کردن پارچه انجام عمل قالب زنی که با دو رنگ قرمز و مشکی آغاز و بعد از اتمام کار و تثبیت رنگها،در مرحله‌سفیدگری، زمینه برخی از پارچه‌های تولیدی سفید می‌شود و چنانچه نیازی به استفاده از رنگهای دیگر باشد مجددا پارچه به کارگاه برگردانده شده و نقوش لازم بر روی آن انتقال می‌یابد.

دانش مواد و فناوری رنگ در قلمکاری

یکی از ابعاد کمتر شناخته‌شده قلمکاری، پیوند عمیق آن با دانش سنتی مواد است. موفقیت یک اثر قلمکار تنها به کیفیت طراحی یا دقت چاپ وابسته نیست، بلکه به واکنش‌های فیزیکی و شیمیایی میان الیاف پارچه، رنگینه‌ها و مواد تثبیت‌کننده نیز بستگی دارد.
در روش‌های سنتی، استادکاران بدون دسترسی به دانش شیمی مدرن، از طریق تجربه عملی به مجموعه‌ای از فرمول‌های مؤثر دست یافته بودند. استفاده از زاج، ترکیبات آهن، مواد گیاهی تانن‌دار و سایر دندانه‌ها باعث می‌شد رنگ‌ها به صورت پایدار بر روی الیاف پنبه تثبیت شوند.
از دیدگاه علم مواد، بسیاری از این فرایندها بر پایه ایجاد پیوند میان مولکول‌های رنگ و ساختار سلولزی پنبه انجام می‌شد. این مسئله سبب شده است که برخی نمونه‌های تاریخی قلمکار پس از گذشت دهه‌ها یا حتی سده‌ها همچنان کیفیت بصری خود را حفظ کنند.
در قلمکاری معاصر، رنگینه‌های صنعتی جایگاه مهمی یافته‌اند. استفاده از رنگ‌های راکتیو، پیگمنتی و خمیری ضمن افزایش سرعت تولید و تنوع رنگی، امکان پاسخ‌گویی به نیازهای بازار جدید را فراهم کرده است. با این حال، پژوهش‌های حوزه حفاظت آثار تاریخی نشان می‌دهد که رنگ‌های طبیعی همچنان از نظر هویت فرهنگی و ارزش میراثی جایگاه ویژه‌ای دارند

رنگ‌های مصرفی قلمکار

تحول رنگ‌ها؛ از منابع طبیعی تا رنگینه‌های مدرن یکی از مهم‌ترین تغییرات قلمکاری معاصر به حوزه رنگ مربوط می‌شود.
در شیوه سنتی، رنگ‌ها عمدتاً منشأ طبیعی داشتند:
• روناس برای رنگ قرمز
• نیل برای آبی
• پوست انار برای زرد و قهوه‌ای
• پوست گردو برای قهوه‌ای تیره
• دوده و ترکیبات آهن برای مشکی
این رنگ‌ها اگرچه دارای عمق بصری و اصالت تاریخی بودند، اما محدودیت‌هایی از نظر تنوع رنگی، سرعت تولید و ثبات در مقیاس انبوه داشتند.
از نیمه دوم قرن بیستم، بسیاری از کارگاه‌ها به تدریج از رنگینه‌های شیمیایی و صنعتی استفاده کردند. امروزه در بخش قابل توجهی از تولیدات قلمکار، رنگ‌های پیگمنتی، راکتیو و خمیری جایگزین بخشی از رنگ‌های طبیعی شده‌اند.
مزایای رنگ‌های جدید عبارت‌اند از:
• تنوع گسترده طیف‌های رنگی
• یکنواختی بیشتر در تولید
• سرعت بالاتر فرآیند چاپ
• مقاومت مناسب در برابر شست‌وشو
• امکان تولید انبوه
با این حال، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که استفاده کامل از رنگ‌های صنعتی ممکن است بخشی از ویژگی‌های بصری و هویتی قلمکار سنتی را کاهش دهد. از این رو، برخی کارگاه‌های تخصصی همچنان به استفاده از رنگ‌های طبیعی یا ترکیبی از رنگ‌های طبیعی و مدرن ادامه می‌دهند.

قلمکاری معاصر؛ میان میراث و نوآوری

در دهه‌های اخیر، قلمکاری از یک کالای مصرفی سنتی به یک محصول فرهنگی و هنری تبدیل شده است. امروزه کاربرد این هنر تنها به سفره‌ها و رومیزی‌های سنتی محدود نمی‌شود، بلکه در طراحی پوشاک، دکوراسیون داخلی، آثار هنری معاصر و صنایع خلاق نیز حضور دارد.
تحولات جدید نشان می‌دهد که بقای قلمکاری در گرو حفظ تعادل میان اصالت تاریخی و نوآوری فنی است. استفاده از طراحی دیجیتال، بهبود کیفیت رنگ‌ها، توسعه بازارهای بین‌المللی و آموزش نسل جدید هنرمندان می‌تواند زمینه استمرار این میراث ارزشمند را در جهان معاصر فراهم سازد.

قلمکاری ایران در مقایسه با سنت‌های جهانی چاپ قالبی

مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد که قلمکاری ایران بخشی از خانواده بزرگ هنرهای چاپ قالبی بر روی پارچه در آسیا محسوب می‌شود. شناخته‌شده‌ترین نمونه مشابه آن، هنر چاپ پارچه در ایالت‌های راجستان و گجرات هند است که با عنوان Block Printing شناخته می‌شود. با وجود شباهت‌های فنی در استفاده از قالب‌های چوبی، تفاوت‌های بنیادینی میان این دو سنت وجود دارد.
در سنت هندی، تأکید اصلی بر الگوهای تکرارشونده هندسی، نقوش گیاهی ساده و رنگ‌های درخشان است؛ در حالی که قلمکاری ایرانی بیشتر تحت تأثیر نظام زیبایی‌شناسی نگارگری، تذهیب و هنرهای کتاب‌آرایی قرار گرفته است. به همین دلیل، در بسیاری از آثار قلمکار ایرانی می‌توان روایت‌های تصویری، ترکیب‌بندی‌های پیچیده و مضامین فرهنگی و مذهبی را مشاهده کرد.
از سوی دیگر، در اروپا نیز از قرن هفدهم میلادی صنعت چاپ پارچه تحت تأثیر منسوجات شرقی توسعه یافت. بسیاری از پژوهشگران تاریخ نساجی معتقدند که ورود پارچه‌های چاپی ایران و هند به بازارهای اروپایی نقش مهمی در شکل‌گیری فناوری‌های اولیه چاپ منسوجات در فرانسه، انگلستان و هلند داشته است. بدین ترتیب، قلمکاری را می‌توان بخشی از جریان جهانی انتقال فناوری و دانش نساجی دانست که فراتر از مرزهای جغرافیایی عمل کرده است.

قلمکاری و اقتصاد صنایع خلاق

در دهه‌های اخیر، رویکرد پژوهشگران نسبت به صنایع دستی دچار تحول شده است. امروزه صنایع دستی صرفاً به عنوان یادگارهای سنتی مطالعه نمی‌شوند، بلکه بخشی از «اقتصاد صنایع خلاق» به شمار می‌آیند؛ اقتصادی که ارزش آن بر پایه دانش، فرهنگ، هویت و خلاقیت انسانی شکل می‌گیرد.
در این چارچوب، قلمکاری نمونه‌ای از محصولی است که علاوه بر ارزش مادی، دارای ارزش نمادین و فرهنگی نیز هست. هر قطعه قلمکار حامل مجموعه‌ای از اطلاعات تاریخی، الگوهای زیبایی‌شناختی و دانش فنی است که در طی نسل‌ها منتقل شده‌اند.
بازارهای جهانی امروز نیز بیش از گذشته به محصولات دارای هویت فرهنگی توجه نشان می‌دهند. از این منظر، قلمکاری نه تنها یک هنر سنتی، بلکه ظرفیتی برای توسعه گردشگری فرهنگی، دیپلماسی فرهنگی و کارآفرینی مبتنی بر میراث به شمار می‌رود.

چالش‌های معاصر قلمکاری

با وجود ظرفیت‌های فراوان، قلمکاری با چالش‌هایی نیز مواجه است. کاهش تعداد استادکاران قالب‌تراش، افزایش هزینه تولید دستی، رقابت با محصولات چاپ صنعتی و تغییر الگوهای مصرف از جمله مهم‌ترین این چالش‌ها هستند.
همچنین ورود طرح‌های تکراری و تولید انبوه بدون توجه به کیفیت هنری، می‌تواند به تدریج اصالت این هنر را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، بسیاری از متخصصان بر ضرورت مستندسازی دانش سنتی، آموزش نسل جدید هنرمندان و حمایت از پژوهش‌های مرتبط با مواد، رنگ و طراحی تأکید می‌کنند.
قلمکاری به عنوان میراث فرهنگی زنده
برخلاف آثار موزه‌ای که صرفاً به گذشته تعلق دارند، قلمکاری نمونه‌ای از «میراث فرهنگی زنده» است؛ میراثی که همچنان در حال تولید، آموزش و بازآفرینی است. اهمیت آن نه تنها در حفظ اشیای تاریخی، بلکه در تداوم مهارت‌ها، دانش‌ها و شیوه‌های تولید نهفته است.
در جهان معاصر که بسیاری از محصولات فرهنگی به سمت یکنواختی و تولید انبوه حرکت می‌کنند، قلمکاری یادآور ارزش مهارت انسانی، زمان، تجربه و خلاقیت فردی است. همین ویژگی سبب شده است که این هنر همچنان جایگاه خود را در میان مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگ مادی ایران حفظ کند و به عنوان پلی میان سنت و نوآوری عمل نماید

نتیجه‌گیری

قلمکاری را می‌توان نمونه‌ای برجسته از هم‌نشینی هنر، فناوری و فرهنگ در تاریخ ایران دانست. این هنر نه تنها شیوه‌ای برای تزئین پارچه، بلکه نظامی پیچیده از دانش طراحی، قالب‌سازی، چاپ و رنگرزی است که طی قرن‌ها تکامل یافته است. استمرار قلمکاری در عصر فناوری‌های صنعتی نشان می‌دهد که ارزش این هنر صرفاً در قدمت آن نیست، بلکه در توانایی آن برای بازآفرینی خود در شرایط جدید و حفظ پیوند میان گذشته و حال نهفته است